صفحه اصلی > اخبار 
اخبار > اسرار عرفانی نماز


  چاپ        ارسال به دوست

نماز

اسرار عرفانی نماز

 

 

 

موضوع: آشنایی جوانان با اسرار عرفانی نماز

مجید فتحعلی­زاده و علی­اکبر نژادصفری

 

بخش اول: توصیف نماز عارفان

فصل اول- سیمای نماز در کلام انسان کامل

نماز، اهرم استعانت در غم­ها و مشکلات است. خداوند می­فرماید:Gوَاسْتَعینوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلو'ۀِF.[2]از نظر قرآن نماز، وسیله تشکر از خداوند بر نعمت­های اوست[3]و برای اولیای خدا شیرین و برای منافقان دشوار و بار سنگین است.[4] به فرموده امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا8نماز، داروی تکبر[5]و کوبنده شیطان[6]است. نماز، گناهان را از بین می­برد. در حدیث، نماز به نهری تشبیه شده که انسان روزی پنج بار در آن شست و شو می­کند و دیگر چرکی باقی نمی­ماند.[7] نماز، سیمای مکتب است.[8] نماز، وسیله سنجش مردم است.[9] نماز، وسیله نزدیک شدن انسان به خداست.[10] نماز، آخرین سفارش انبیا (وَ هِیَ آخِرُ وَصایا الأنْبِیاءِ)و آخرین سفارش امام صادق7در لحظات آخر عمر است که همه خویشاوندان و فرزندان را دور خود جمع کرد و توصیه نمود که هر که نماز را سبک شمارد، مشمول شفاعت ما در قیامت نخواهد شد.[11]

فصل دوم- ارزش و اهمیت نماز

1- نماز، جزء برنامه انبیا بوده است. حتی سخن حضرت عیسی7در گهواره این بود که: خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است.[12]

2- سیدالشهدا7حتی ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.

3- نماز، سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزش­هاست؛ چرا که قرآن پس از دستور به نماز، می­فرماید:Gاِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِF.[13]

4- در قیامت، اهل بهشت از دوزخیان می­پرسند: چه چیز شما را روانه جهنم کرد؟ یکی از پاسخ­هایشان این است که:Gلَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَF.[14]در جایی دیگر، به نمازگزارانی که نسبت به نمازشان سهل­انگار و بی­اعتنا هستند و گاهی می­خوانند و گاهی نمی­خوانند، می­فرماید:Gفَوَیْلٌ لِلْمُصَلّینَ * الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهونَF.[15]

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه­ایKدر مورد فطری بودن ستایش و نماز و ارتباط انسان با خدا می­فرماید: هیچ وسیله­ای مستحکم­تر و دائمی­تر از نماز برای برقراری ارتباط میان انسان و خدا نیست. مبتدی­ترین انسان­ها رابطه خود را با خدا به وسیله نماز آغاز می­کنند. برجسته­ترین اولیای خدا نیز بهشت خلوت خود با محبوب را در نماز می­جویند.[16]

فصل سوم- چند سؤال و جواب

سؤال:مگر خداوند به تشکر ما نیاز دارد؟ جواب:هرگز! قدردانی از یک لطف، ارزشی برای ماست و نشانه انصاف ماست نه این که نشان نیاز خدا به نماز ما باشد. اگر معلمی به شاگردش گفت: از زحمات من قدردانی کنید و خوب درس بخوانید، شاگرد نباید خیال کند که خوب درس خواندن او و قدردانی، مورد نیاز معلم است، بلکه کمال شاگرد را می­رساند.

سؤال:اگر بناست از نعمت­های الهی تشکر کنیم، چرا حتماً نماز بخوانیم؟ جواب:وقتی اصل لزوم تشکر را قبول کردیم، چگونگی آن باید طبق دستور باشد. وقتی مراجعه بیماری به پزشک، ضروری تشخیص داده شد، چگونگی مصرف دارو تابع دستور پزشک است. یک خلبان همین که پرواز را پذیرفت، در هر کجای دنیا که خواست با برج مراقبت تماس بگیرد، باید به زبان انگلیسی سخن بگوید. پس نحوه تشکر را باید از دستور الهی و اولیای خدا فرابگیریم.

سؤال:تشکر در برابر نعمت­ها درست، ولی آن که در میان ناگوار­ی­ها زندگی می­کند، او چرا باید تشکر کند؟ جواب:اولاً، بیشتر ناراحتی­ها به دست خود ما فراهم می­آید. مثلاً با رعایت نکردن بهداشت مریض می­شویم و با درس نخواندن و تنبلی دچار رکود در زندگی می­گردیم؛ در انتخاب دوست دقت نمی­کنیم و گرفتار می­شویم و .... ثانیاً، ناگواری­ها هم خوب است، چرا که انسان را به تلاش وامی­دارد و استعدادها را شکوفا می­سازد. ثالثاً، تلخی­ها را باید در کنار شیرینی­ها حساب کرد و بلاها را در کنار نعمت­های بی­شمار دید. رابعاً، گاهی سختی­ها و بلاها، باعث کمال روح و صیقل خوردن جان و سبب ترقی معنوی می­شود و دل­ها از غیر خدا بریده، به او متوجه می­شود.

فصل چهارم- نمازهای ملکوتی

چگونگی نماز خواندن اولیای دین، برای پیروان آن معصومین، درس آموزنده و الهام­بخش و الگوست. در این جا به نمونه­هایی از نماز آنان اشاره می­شود: صدای اذان برای رسول خدا9چنان پرجاذبه و نشاط­آور بود، که هنگام اذان به بلال می­فرمود:«اَرِحنَا یا بَلالُ»؛[17]ای بلال، ما را از غم و اندوه و تلخی رهایی بخش.هم­چنین می­فرمود: کسی که صدای اذان را بشنود و بی­اعتنا بماند، جفا کرده است.[18]

هنگام نماز رنگ از چهره علی7می­پرید و می­لرزید و می­فرمود:«جاءَ وَقْتُ الصَّلاۀِ، وَقْتُ اَمانَۀٍ عَرَضَهَا اللهُ عَلی'السَّمـ'واتِ وَالأرْضِ وَالْجِبالِ فَأبَیْنَ اَنْ یَحْمِلْنَها وَ اَشْفَقْنَ مِنْها»؛[19]وقت نماز رسیده، وقت امانتی که خدا بر آسمان­ها و زمین و کوه­ها عرضه کرد، اما آن­ها از قبول آن دوری کرده و ترسیدند.و این تحمل بار امانت الهی بزرگ­ترین افتخار بشر است. به قول حافظ:

آسمان بار امانت نتوانست کشید            قرعه فال به نام من دیوانه زدند

امام سجاد7همین که در نماز به جمله Gمالِکِ یَوْمِ الدِّینِFمی­رسید، آن قدر تکرار می­کرد تا بیننده خیال می­کرد که آن حضرت در آستانه جان دادن قرار گرفته است.[20] و نیز در سجده غرق عرق می­شد. امام باقر7می­فرماید: پدرم امام سجاد7در شبانه روز هزار رکعت نماز می­خواند.[21]

رسول خدا9هر گاه که وقت نماز فرا می­رسید، گویا کسی را نمی­شناخت و حال معنوی خاصی پیدا می­کرد[22]و می­فرمود: گرسنه از غذا سیر و تشنه از آب سیراب می­شود، ولی من از نماز سیر نمی­شوم.[23]

علی7در جنگ صفین مراقب خورشید بود و گاهی به آسمان نگاه می­کرد. ابن عباس علت آن را از وی پرسید. فرمود: برای این که نماز اول وقت از دستم نرود. گفت: حالا؟ فرمود: آری![24]

آری، آن گونه که ماهی­ها از شنا کردن خسته نمی­شوند، اولیای خدا نیز از عبادت و نماز خسته و ملول نمی­شوند، بلکه با هر عبادتی شوق بیشتری جهت عبودیت و نیایش به درگاه خداوند می­یابند.

فصل پنجم- آداب نماز

رعایت نکاتی که به آداب نماز مربوط می­شود (هم­چون مسواک، نظافت، توجه به خدا و ...) در کمال این عبادت مؤثر است. امام باقر7فرموده است:«عَلَیْکَ بِالاِقْبالِ عَلی'صَلاتِکَ فَاِنَّما یُحسَبُ لَکَ مِنها ما اَقبَلتَ عَلَیهِ»؛[25]در نماز توجه به خدا داشته باش،زیرا از نماز آن مقدار قبول می­شود که با توجه خوانده شود.سپس حضرت می­فرماید: هنگام نماز با دست و سر و صورت خود بازی مکن، زیرا همه این کارها سبب نقص نماز می­شود و در حالت کسالت، خواب­آلودگی و سنگینی مشغول نماز مشو، زیرا چنین نمازی از آنِ منافقان است ... .[26]

در حدیثی از پیامبر9نقل شده:«رَکْعَتان مِنْ رَجُلٍ وَرِعٍ اَفْضَلُ مِنْ اَلْفٍ رَکْعَۀٍ مِنْ مَخْلَطٍ»؛[27]دو رکعت نماز انسان باتقوا، برتر از هزار رکعت نماز فرد لاابالی است.امام صادق7می­فرماید: هنگام نماز از دنیا و آن چه در آن است مأیوس شو و تمام توجهت را به خدا قرار ده و به یاد روزی باشد که در برابر دادگاه عدل الهی قرار می­گیری ... .[28] و در حدیث می­خوانیم: بعضی چنان در برابر خدا سبک سخن می­گویند و نماز می­خوانند که اگر با همسایه­شان چنین حرف بزنند، جواب آن­ها را نمی­دهد.[29]

بخش دوم: مقدمات نماز

مقصود از مقدمات، چیزهایی است که انجام یا تهیه آن­ها قبل از نماز، لازم است.

فصل اول- طهارت (وضو، غسل، تیمم)

نمازگزار باید برای انجام این عبادت طهارت داشته باشد. گاهی با وضو یا غسل، و در شرایطی هم تیمم لازم است. امام رضا7بیان جالبی درباره وضو دارد و می­فرماید:«1- لأنْیَکونَ العَبدُ طاهِراً اِذا قامَ بَینَ یَدَیْالجَبّارِ عِندَ مُناجاتِهِ:وضو یک ادب در برابر خداست تا بنده هنگام نماز وقتی در برابر خداوند می­ایستد، پاک باشد؛2- نَقِیّاً مِنَ الأدْناسِ وَالنِّجاسَۀِ:و از آلودگی­ها و پلیدی پاکیزه باشد؛3- مَعَ ما فیهِ مِنْذَهابِالکَسَلِ وَ طَرْدِ النُّعاسِ:به علاوه در وضو، از بین رفتن کسالت و طرد خواب­آلودگی (و ایجاد نشاط) است؛4- وَ تَزْکِیَۀُ الفُؤادِ لِلقِیامِ بَینَ یَدَیْ الجَبّارِ:و دل و روح را آماده ایستادن در برابر پروردگار می­سازد.»[30] مرحوم فیض کاشانی می­گوید: یک­باره برخاستن از مادیت و کوچ به معنویت مشکل است، ولی وضو گرفتن انسان را کم­کم آماده می­سازد.[31]

فصل دوم- لباس و مکان نمازگزار

مرد نمازگزار در نماز باید عورت خود را بپوشاند. بهتر است از ناف تا زانو پوشیده باشد. زن باید تمام بدن را (جز صورت و دست­ها و پاها تا مچ) بپوشاند.[32] این پوشش هم باید با لباس پاک و حلال باشد. بهتر است که لباس نمازگزار، سفید و پاکیزه باشد و بوی خوش استعمال کند و با انگشتر عقیق به نماز بایستد[33]و از لباس­های سیاه و چرک و تنگ یا لباس افراد لاابالی نسبت به امر پاکی و نجسی، استفاده نکند.[34] هم­چنین مکان و فرش و تختی که روی آن نماز خوانده می­شود باید حلال باشد.[35] تصرف در ملک مرده­ای که خمس یا زکات بدهکار است، حرام و نماز در آن باطل است[36]و اگر با پولی که خمس و زکات آن را نداده­اند ملکی بخرند، تصرف در آن حرام و نماز در آن جا باطل است.

فصل سوم- قبله

نماز رو به کعبه مقدس برگزار می­شود. جهتی که به آن رو می­کنیم و به نیایش خداوند می­پردازیم، «قبله» نام دارد. گرچه به هر سو که بایستیم، رو به خداست، ولی توجه به یک کانون مقدس مانند کعبه، الهام­بخش توحید و یادآور خط توحیدی ابراهیم7است. به علاوه، این سمت­گیری به سوی کعبه نظم و وحدتی شگفت و زیبا می­آفریند و همه مسلمانان در هر جای دنیا که باشند، وقت نماز به سوی آن کانون خدایی رو می­کنند. اگر کسی از فراز آسمان­ها به صفوف نمازگزاران کره زمین بنگرد، دایره­های متعددی را می­بیند که مرکزیت همه آن­ها کعبه است و توحید، نقطه تمرکز فکر و دل و جان و صفوف مسلمین است. آری، کعبه یادگار مبارزات توحیدی ابراهیم و اسماعیل8و محمد9است. حضرت مهدی4نیز در قیام جهانی خویش به کعبه تکیه می­کند و به اصلاح جهان می­پردازد. این کعبه است که در نماز و نیایش، قبله یک مسلمان قرار می­گیرد ... .

فصل چهارم- اذان و اقامه

اذان، شعاری است سکوت­شکن، موزون، کوتاه، پرمحتوا و سازنده، که دربر دارنده اساسی­ترین پایه­های اعتقادی و جهت­گیری عملی مسلمانان است. این شعار توحیدی اولین جملاتی است که در گوش نوزاد خوانده می­شود و نخستین درس­های خدایی را به او منتقل می­سازد و برای بزرگان نیز، همواره عامل هشیاری و بیداری از غفلت است.

بخش سوم: اسرار اجزای نماز

فصل اول- نیت

عنصری که به عمل یک انسان بها می­دهد، نیت و انگیزه و هدف اوست. از همین رو، در آیات قرآن کلمه Gفی سَبیلِ اللهFفراوان به کار رفته (70 بار)، و این هشداری است که انسان­ها مواظب اعمال و نیات خود باشند که در راه خدا باشد نه برای غیر خدا یا انگیزه­های نفسانی؛ به خصوص در عبادات که بدون «قصد قربت» و نیت خدایی، کمترین ارزشی ندارد و باطل است. نیت اصل و اساس عمل است. مقدس­ترین کارها به خاطر نیت بد فاسد می­شود و ساده­ترین کارها با نیت خوب ارزشی بسیار پیدا می­کند؛ چرا که نیت خدایی عامل جذب الطاف الهی است.

فصل دوم- تکبیره الاحرام

امام رضا7می­فرماید: دست­ها به هنگام تکبیر بالا برده می­شود؛ زیرا بالا بردن دست­ها نوعی توجه به خدا و فروتنی است. خدا دوست دارد بنده هنگام ذکر خدا دارای توجه تواضع و تضرع باشد و هم چنین در بالا بردن دست­ها انسانیت خود را حاضر کرده قلبش بر گفته­اش روی می­آورد.[37]

امیرالمؤمنین7فرمود: جبرئیل7به پیامبر9گفت: برای هر چیزی زینتی است و زینت نمازگزار بالا بردن دست­ها به هنگام گفتن هر تکبیری است.[38]

این که دست­ها در تکبیره الاحرام به موازات گوش­ها بالا می­آید، برخی عرفا تفسیر و تأویل نموده­اند: یعنی حال که در پیشگاه الهی حاضر شده­ام تمام دنیا را پشت گوش می­اندازم و با تمام وجود و حضور قلب با خداوند به راز و نیاز می­پردازم.

الله اکبر

نماز با الله اکبر شروع می­شود و با تکرار آن ادامه یافته و با رحمۀ­الله و برکاتهختم می­شود. کلمه «الله» رفیع­ترین و پرجاذبه­ترین کلمه است که در عالم ادب تجلی یافته است.

علی7فرمودند: الله به معنای معبودی است که خلق در او حیران شوند و به او پناه برند.

الله جامع­ترین اسم از اسماء مقدسه حضرت حق است. زیرا هر یک از اسماء شریفه او به یک صفت از صفات جلال یا جمال اشاره دارند اما کلمه مقدس الله ذات اقدس حضرت حق را با تمام صفات جمال و جلال مورد اشاره قرار می­دهد و به خاطر همین جامعیت و جلالتی که در لفظ مقدس الله بوده است آن را جلاله گفته­اند و برخی آن را اسم اعظم دانسته­اند.

این نام مقدس قریب هزار بار در قرآن تکرار شده و هیچ اسمی از اسماء مقدس همانند آن نیامده است.[39]

راوی می­گوید: مردی نزد امام صادق7، الله اکبر گفت؛ امام7فرمود: خدا بزرگ­تر از چیست؟ آن مرد جواب داد: از هر چیز. امام صادق7فرمود: خدا را محدود کردی؟ عرض کرد: چگونه بگویم؟ امام صادق7فرمود: بگو خدا بزرگ­تر از آن است که وصف شود.[40]

امام صادق7فرمودند: تکبیر، کلید نماز است.[41]

فصل سوم- سوره حمد

ویژگی­ها

1- سوره­های دیگر قرآن همه از زبان حق تعالی است، اما این سوره از زبان بندگان است. به تعبیر دیگر در این سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با خود را به بندگانش آموخته است.

2- سوره حمد اساس قرآن است. در حدیثی از پیامبر اکرم9می­خوانیم که:«اَلْحَمْدُ اُمُّ الْقُرْآنِ»و این هنگامی که بود که جابر بن عبدالله انصاری خدمت پیامبر 9رسید. پیامبر9به او فرمود: آیا برترین سوره­ای را که خدا در کتابش نازل کرده به تو تعلیم کنم؟ جابر عرض کرد: آری، پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم کن. پیامبر9سوره حمد را که امّ الکتاب است به او آموخت. سپس اضافه نمود: این سوره شفای هر دردی است به جز مرگ.[42]

هم­چنین فرمود: قسم به کسی که جان من به دست اوست، خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور و نه حتی در قرآن مثل این سوره را نازل نکرده است و این ام الکتاب است.

و نیز فرمود: هر مسلمانی سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه کسی است که دو سوم قرآن را خوانده است و گویی به هر فردی از مردان و زنان مؤمن هدیه­ای فرستاده است.

3- این سوره به عنوان موهبتی به پیامبر9معرفی شده است و در برابر کل قرآن قرار گرفته است، آن جا که می­فرماید: ما به تو سوره حمد که هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم و هم­چنین قرآن بزرگ بخشیدیم.[43]

4- امام صادق7فرمود: شیطان چهار بار فریاد کشید و ناله سر داد: نخستین بار روزی بود که از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامی بود که از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد9بعد از فترت پیامبران بود و آخرین بار زمانی بود که سوره حمد نازل شد.

بسم الله

پیامبر اکرم9فرمود:«کُلُّ اَمْرٍ ذِی بالٍ لَمْیُذْکَرْفیهِ بِسْمِ اللهِ فَهُوَ اَبْتَرٌ»؛هر کار مهمی که با نام خدا آغاز نشود نافرجام و ناتمام است.[44]

امیرالمؤمنین7فرمود: هر گاه بنده اراده خواندن یا انجام عملی نماید «بسم الله الرحمن الرحیم»گوید که خدا آن را برای او مبارک می­­گرداند.[45]

و در آغاز هر کار کوچک و بزرگی، «بسم الله الرحمن الرحیم»بگویید.[46]

پیامبر9فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم»کلید هر نوشته­ای است.[47]

الحمد لله رب العالمین

پیامبر9می­فرماید: خداوند چنین فرمود: من سوره حمد را میان خود و بنده­امتقسیم کردم؛ نیمی از آن برای من و نیمی از آن برای بنده من است. و بنده من حق دارد هر چه را می­خواهد از من بخواهد، هنگامی که بنده می­گوید Gبسم الله الرحمن الرحیمF،خداوند بزرگ می­فرماید: بنده­ام به نام من آغاز کرد و بر من است که کارهای او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر برکت کنم. و هنگامی که می­گوید Gالحمدلله ربّ العالمینF،خداوند بزرگ می­گوید: بنده­ام مرا حمد و ستایش کرد و دانست نعمت­هایی که دارد از ناحیه من است و من نیز بلاها را از او دور کردم.

مردی نزد امیرالمؤمنین علی7آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین مرا از تفسیر  Gالحمد لله رب العالمینFآگاه فرما. حضرت فرمود: GالحمدللهFآن است که خدا برخی از نعمت­های خود را به  طور اجمال و سربسته به بندگانش معرفی کرده است. زیرا نمی­توانند همه آن­ها را به طور کامل و تفضیلی بشناسند چون این نعمت­ها بیشتر از آنند که شمارش یا شناسایی شوند، از این رو به آن­ها فرمود بگویید GالحمدللهFبر آن­چه پروردگار عالمیان یعنی مالک عالمیان به ما عنایت فرموده است.[48]

الرحمن الرحیم

رحمن و رحیم بیانگر اوج رحمت و بخشندگی حضرت حق است اگر چه صفت رحمن از گستره بیشتری برخوردار است. صفت مبارک رحمن سبب احسان و بخشش حق تعالی به همه انسان­ها اعم از مؤمن و کافر است. رحمن اسم خاص خدای تعالی است که عموم افراد مومن و کافر را در ظل رحمت خود جای می­دهد و رحیم احسان خاص خدا بر مؤمنین در دنیا و آخرت است.

امام سجاد7در مناجات خود می­فرماید: ای رحمن دنیا و آخرت و رحیم هر دو سرا.[49]

مالک یوم الدین

جمله Gمالک یوم الدینF،انسان را به یاد حسابرسی قیامت می­اندازد تا به حساب هر انسان نرسیده­اند خود باید به حساب خود برسد. «حاسِبوا اَنْفُسَکُمْقَبْلَ اَنْتُحاسَبوا».

امام سجاد7وقتی در نماز به این جمله می­رسیدند، آن را آن قدر تکرار می­کردندکه نزدیک بود روح از بدن ایشان پرواز کند.[50]

ایاک نعبد و ایاک نستعین

پرستش همراه استعانت آمده است تا در کنار بندگی کردن، راه را هم از او بجوییم و از انحراف مصون نمانیم و گرفتار غرور و عجب، ریا و سستی نشویم. باید از او مدد گرفت چرا که توفیق ایمان و شناخت خدا از اوست.[51]

امام حسن عسکری7فرمودند: Gایاک نعبدFیعنی این که بر ما نعمت دادی تو را خالصانه و با تذلل و خشوع و بدون هر گونه ریا و شهرت­طلبی عبادت می­کنم.

Gایاک نعبدFدر عین اینکه پیمان سرسپردگی به حضرت معبود است، نهیب مؤمن بر سر شیطان و ذریه آن ملعون است.

Gایاک نعبدFکوتاه­ترین جمله­ای است که پیام عبارت توحید، اخلاص و نفی هر گونه شرک و وابستگی­های غیر الهی را تجلی می­دهد.[52]

پیامبر9فرمود: وقتی بنده ایاک نعبد گوید، خدای~گوید: راست گفت بنده من تنها مرا می­پرستد. شما را شاهد می­گیرم ثوابی بر عبادتش به او بدهم که هر کس در عبادت من با او مخالفت کرده است غبطه خورد؛ و چون Gایاک نستعینFگوید خدای~فرماید: از من کمک خواست و به من پناهنده شد شما را شاهد می­گیرم که البته او را بر کارش یاری کنم و در سختی­ها به فریادش برسم و به روز حادثه و مصیبت دستش را بگیرم.[53]

اهدنا الصراط المستقیم

مؤمنین هم در نماز این جمله را باید بگویند چرا که امکان دارد که هر آن، این نعمت به خاطر عواملی از انسان مؤمن سلب گردد و از صراط مستقیم خارج شود. علاوه بر آن صراط مستقیم- که همان آیین حق است- مراتب و درجاتی دارد که همه افراد در پیمودن این درجات یکسان نیستند.

هر مقدار از این درجات را انسان طی نماید، باز درجات بالاتر و والاتری وجود دارد که انسان با ایمان باید از خدا بخواهد تا او را به آن درجات هدایت کند.

علی7در تفسیر آیه Gاهدنا الصراط المستقیمFمی­فرماید:«اَدِمْلَنا تَوْفیقَکَ الَّذی اَطَعْناکَبِهِ فی ماضِیَ اَیَّامِنا، حَتّی'نُطیعَکَ کَذ'لِکَ فی مُسْتَقْبَلِ اَعْمارِنا»؛[54]خداوندا توفیقاتی را که در گذشته بر ما ارزانی داشتی و به برکت آن تو را اطاعت کردیم همچنان ادامه ده تا در آینده عمرمان نیز تو را اطاعت کنیم.

صراط همان آیین خداپرستی و دین حق و پایبند بودن به دستورات خداست.[55]

امام صادق7در تفسیر Gاهدنا الصراط المستقیمFفرمودند:«اَلطَّریقُ وَمَعْرِفَۀُ الاِمامِ»؛[56]منظور راه و شناخت امام است.در حدیث دیگر می­خوانیم:«وَاللهِ نَحْنُ الصِّراطُ الْمُسْتَقیمُ»؛[57]به خدا سوگند صراط مستقیم ماییم.

مفضل بن عمر گوید:«از امام صادق7درباره صراط سؤال کردم، فرمود: صراط، طریق به معرفت خدای~است و دو صراط داریم: صراط در دنیا و صراط در آخرت. اما صراط در دنیا امام واجب الاطاعه است که هر کسی او را در دنیا شناخت و به هدایت او اقتدا کرد، از صراطی که پل جهنم است می­گذرد و کسی که او را در دنیا نشناسد قدمش بر صراط می­لغزد و در آتش جهنم می­افتد.»[58]

صراط الّذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضّالّین

در تفسیر این آیه وارد شده است که مراد از Gالذین انعمت علیهمFکسانی هستند که خداوند به آن­ها نعمت­های ویژه­ای از جمله عصمت ارزانی داشته است و آن­ها را حجت بر مردم قرار داده است. بنابراین Gمغضوب علیهم و ضالینFکسانی هستند که از صراط مستقیم خارج شده و در گمراهی به سر می­برند که بر اساس برخی روایات، یهود مصداق مغضوب علیهم و نصارا مصداق ضالین معرفی شده­اند.[59]

فصل چهارم- سوره توحید

شأن نزول:از امام صادق7چنین نقل شده است: یهود از رسول الله9تقاضا کردند خداوند را برای آن­ها توصیف کند. پیغمبر9سه روز سکوت کرد و پاسخی نگفت تا این سوره نازل شد و پاسخ آنها را بیان کرد.

پیامبر9درباره فضیلت این سوره فرمود:«آیا کسی از شما عاجز است از این که یک سوم قرآن را در یک شب بخواند؟ یکی از حاضران عرض کرد: ای رسول خدا چه کسی توانایی بر این کار را دارد؟ پیغمبر9فرمود: اِقْرَؤوا قُلْهُوَ اللهُ اَحَدٌ؛سوره قل هو الله احد را بخوانید.»

از ویژگی­های این سوره این است که به گونه­ای می­باشد که خود را تفسیر کرده است: اگر سؤال شود الله کیست؟ گوییم احد است. و اگر گفته شود احد کیست؟ گوییم صمد است و اگر از صمد سؤال شود گوییم لم یلد ولم یولد است و اگر از محتوای این آیه سؤال شود گوییم و لم یکن له کفواً احد است.

از امام صادق7درباره توحید سؤال شد. آن حضرت فرمود:«خدای~می­دانست که در آخرالزمان اقوام عمیق و ژرف­اندیشی خواهند آمد پس سوره Gقل هو الله احدFو آیاتی از سوره حدید تا Gعَلیمٌ بِذاتِ الصُّدورِFرا نازل فرمود. پس کسی که در ورای این آیات توحیدی حرکت کند هلاک خواهد شد.»

قل هو الله احد

1- ضمیر مفرد غایب (هو) از مفهوم مبهمی حکایت می­کند و در واقع رمز و اشاره­ای به این واقعیت است که ذات مقدس او در نهایت خفا است و از دسترس افکار معدود انسان­ها بیرون است هر چند آثار او آن چنان جهان را پر کرده از همه چیز ظاهرتر و آشکارتر است

2- معنای قُل در این جا این است که این حقیقت را ابراز و اظهار کن.

3- واژه اَحَد از همان ماده وحدت است و لذا بعضی اَحَد و واحد را به یک معنا تفسیر کرده­اند و معتقدند هر دو اشاره به آن ذاتی است که از هر نظر بی­نظیر و منفرد می­باشد و در علم یگانه است و در قدرت بی­مثال است. در رحمانیت یکتاست و خلاصه از هر نظر بی­نظیر است.

الله الصمد

حضرت حسین بن علی7برای صمد پنج معنی ذکر کرده است: صمد است کسی که در منتهای سیادت و آقایی است. صمدذاتی است دایم، ازلی و جاودانی. صمد وجودی است که حرف ندارد. صمد کسی است که نمی­خورد و نمی­آشامد. صمد کسی است که نمی­خوابد.

حضرت علی بن حسین7فرمودند: صمد کسی است که شریک ندارد و حفظ چیزی برای او مشکل  نیست و چیزی از او مخفی نمی­ماند.

لم یلد و لم یولد

این بیان در مقابل سخن کسانی است که معتقد به تثلیث (خدایان سه­گانه) بودند (خدای پدر، خدای پسر و روح القدس). لذا خداوند در رد سخن آنان می­فرماید:من خدایی هستم که از خدایی دیگر به وجود نیامده­ام و خدایی هم از من به وجود نخواهد آمد، چرا که من بدون شریک بوده و یگانه عالم وجودم. اشتباه اهل تثلیث را یهود که عُزَیر را پسر خدا می­دانند، تکرار کرده­اند.

و لم  یکن  له کفواً احد

کفو در اصل به معنی هم­طراز در مقام و منزلت و قدر است و سپس به هر گونه شبیه و مانند اطلاق شده است. علی7در نهج البلاغه می­فرماید: او کسی را نزاد که خود نیز مولود باشد و از کسی زاده نشده تا محدود گردد. مانندی ندارد تا با او همتا گردد و شبیهی برای او تصور نمی­شود تا با او مساوی باشد.

فصل پنجم- آرامش در حال قرائت

خواندن حمد و سوره باید در حال آرامش بدن باشد و قرائت صحیح انجام گیرد و تلفظ این کلمات که به زبان بین المللی اسلام (عربی) است بی غلط باشد.

عربی، زبان اسلام و قرآن است؛ هم­چنان که هر خلبانی در هر جای دنیا هنگام تماس با برج فرودگاه به انگلیسی صحبت می­کند نماز که یک پرواز روحی و معراج معنوی برای مؤمنان است جملاتش گویای ارتباط با آفریدگار است باید به عربی صحیح ادا شود.

هنگام نماز، باید حضور قلب و تمرکز فکر داشت خوب است. نگاه انسان به جای سجده باشد و با خشوع قلبی ادا شود. قرآن مؤمنانی را رستگار می­داند که در نمازشان خاشع باشند.[60] یعنی به خدا و عظمت او متوجه و آگاه باشند و حالت روحی و جسمیشان متناسب با آن احساس عظمت باشد. رسول خدا9شخصی را دید که در نماز با ریش خود بازی می­کند. فرمود: اگر توجه­اش به نماز بود و خشوع قلبی داشت چنین نماز نمی­خواند.[61]

فصل ششم- رکوع

رکوع آن است که پس از پایان سوره به نیت تعظیم خدا و فروتنی در برابر فرمان و عظمت پروردگار تا حدی خم شویم که دست­ها به زانوها برسد، کمر صاف باشد، گردن کشیده باشد، گویا نمازگزار حاضر است که در راه خدا گردنش زده شود. رکوع که از ارکان نماز است و کم یا زیاد شدن آن چه به عمد یا سهو نماز را باطل می­کند از بهترین نوع اظهار بندگی است.

رکوع ادب است و سجود قرب؛ و کسانی به خدا نزدیک می­شوند که در اظهار ادب کوتاهی نکرده باشند. این کلام امام صادق7است که فرمود:«وَ فِی الرُّکوعِ اَدَبٌ وَ فِی السُّجودِ قُرْبٌ وَ مَنْلا یُحْسِنُ الاَدَبَ لایُصْلِحُ لِلْقُرْبِ.»[62]

همراه با فرشتگان

فرشتگان خدا همواره در حال پرستش خدایند. برخی همواره در رکوع و بعضی همیشه در سجود و تسبیح. این کلام علی7در نهج البلاغه است:«مِنْهُمْسُجودٌ لا یَرْکَعونَ وَ رُکوعٌ لا یَنْتَصِبونَ وَ صافّونَ لا یَتَزایَلونَ وَ مُسَبِّحونَ لا یَسْمَعونَ»؛[63]عده­ای از آنان همواره در رکوعند و سجود و صف­کشیدگان و تسبیح­ گویان بدون خستگی.

نمازگزارانی که به رکوع می­پردازند هم­صف و هماهنگ با فرشتگان الهی، بلکه با همه ذرات عالم وجود، به تسبیح خدای سبحان مشغولند.

فصل هفتم- سجود

سجده نشان تذلّل و خاکساری در برابر خداوند و عالی­ترین درجه عبودیت است.

سجده بهترین حالتی است که انسان را به خدا نزدیک می­کند. سجده رمز دوران­های چهارگانه زندگی انسان است، همان گونه که مولا علی7به خوبی اشاره می­فرمایند: 1- سجده اول یعنی این که من از خاک هستم؛ 2- سر برداشتن، رمز زندگی دنیایی است؛ 3- سجده دوم رمز مردن و به خاک خفتن است؛ 4- سر برداشتن رمز محشور شدن است.[64] (و دو زانو در پیشگاه الهی آماده پاسخ­گویی برای اعمال دنیا شدن). و این مضمون این آیه است که شما را از خاک آفریدم و به خاک برمی­گردانیم و بار دیگر از خاک بیرونتان می­آوریم.

چون سجده نشان عبودیت است پس سجده بر خوردنی­ها و پوشیدنی­ها ممنوع است. زیرا مردم در حال قرب به خدا نباید به چیزی سجده کنند که (در غیر حال نماز) بنده آنند![65]

سجده برای غیر خدا جایز نیست.[66]

سجده اولیای الهی

امام سجاد7سجده­های خود را به قدری با توجه و تکرار نام خدا انجام می­داد که هر گاه سر بلند می­کرد، بدن مبارکش خیس عرق بود.[67]

امام کاظم7بعد از نماز صبح سر بر خاک می­نهاد و تا روز بلند می­شد در حال سجود بود.[68] دلیل آن که حضرت ابراهیم به مقام خلیل­اللهی رسید سجده­های طولانی او بود.[69] حضرت موسی7پس از هر نماز نافله سمت راست و چپ صورت خود را بر خاک می­مالید.[70] شخصی می­گوید امام صادق را دیدم که در حال سجده پانصد مرتبه ذکر سبحان الله را تکرار می­کرد.[71] دلیل آن که به امام چهارم لقب سجاد داده شد این بود که اثر سجود در همه مواضع هفت­گانه امام دیده می­شد.[72]

سجده بر خاک کربلا

مستحب است انسان بر خاک قبر سیدالشهدا7سجده کند؛ چرا که سجده بر تربت پاک حسین7یادآور حماسه­ها و معنویت­های کربلاست و انسان را با فرهنگ جهاد و شهادت مأنوس می­کند. از تربت می­توان بوی ایثار و فداکاری را استشمام کرد و این گونه از مکتب شهیدان درسی هر روزه گرفت. با توجه به معنای دو سجده، انسان معتقد به معاد، مرگ را نابودی نمی­داند، بلکه آرزومند است به بهترین و زیباترین وجه که همان شهادت است، همانند مولای خود آقا اباعبدالله7به خاک برگردد. امام صادق7جز بر خاک امام حسین7سجده نمی­کرد[73]و می­فرمود سجده بر خاک امام حسین نورانیتی دارد که پرده­های مانع را پاره می­کند.[74]

فصل هشتم- تسبیحات اربعه

در ذکر سبحان الله تنزیه و تقدیس خداوند و بی­عیب و نقص دانستن او از هر جهت، نهفته است. سبحان الله حقیقتی را بیان می­کند که هم ریشه تمام عقاید و تفکرات اسلامی و هم زیربنای همه روابط انسانی با خدا و صفات کمال است.

عشق به خدا بر اساس تسبیح است؛ زیرا او کمال مطلق و وجود بی­عیب و نقص است. پس چرا به او محبت نداشته باشیم؟ اطاعت بر مبنای تسبیح است؛ انسان مطیع و خاضع و بنده کسی می­شود که او را معبود کامل و منزه از هر کاستی و زشتی و نقص بداند.

پس تسبیح این کلمه مبارک و عمیق یک دنیا مفهوم دارد و منزه دانستن خدا اساس محبت و عشق و بندگی و توکل و تقوا و اطاعت و اعتقاد به توحید و نبوت و معاد و امامت و عدل است. پس چون منزه است شایسته ستایش و حمد است. از این رو در تسبیحات اربعه بلافاصله پس از سبحان الله، الحمدلله می­گوییم.

قرآن خدا را منزه از شریک می­داند:Gسُبْحانَ اللهِ عَمّا یُشْرِکونَF[75]

و منزه از آن­چه توصیفش کنند و به خیال خود برای خدا وصف آورند:Gفَسُبْحانَ اللهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمّا یَصِفونَF[76]

منزه از فقر و دست­بسته بودن است:Gسُبْحانَهُ هُوَ الْغَنیُّF[77]

منزه است از آفرینش پوچ و بی هدف:Gرَبَّنا ما خَلَقْتَ هـ'ذا باطِلاً سُبْحانَکَF[78]

منزه است از ستم بر بندگان، بلکه مردم خود به خویش ستم می­کنند:Gسُبْحانَکَاِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَF[79]

فصل نهم- قنوت

معنای قنوت اطاعت و دعا و توجه به خدا و خشوع در نماز است.

در روایت است که بهترین نماز آن است که قنوتش طولانی­تر باشد.

برخی از علما (حاج ملاهادی سبزواری) در قنوت نماز شب خود دعای جوشن کبیر را می­خواند که بسی طولانی است و شامل هزار نام و صفت خداوند است. این گونه نماز نشان عشق به خدا و علاقه به مناجات با اوست.

حضرت آیت الله العظمی اراکی;در قنوت دعای کمیل را می­خواندند.

فصل دهم- تشهد

تشهد از واجبات نماز است. در شهادت به رسالت و عبودیت حضرت محمد9هم عظمت مقام آن حضرت نهفته- که خداوند شهادت به رسالت او را در کنار توحید قرار داده است- و هم مقدّم بودن «عبده» بر «رسوله» این معنا را می­رساند که رمز رسالت پیامبر عبودیت اوست.

فراز دیگر تشهد «صلوات» است. درود فرستادن بر پیامبر و خاندان او شعار اسلام است و نماز بدون آن ناقص می­باشد. گرچه اهل سنت این جمله را در تشهد نمی­خوانند ولی شافعی از رهبران اهل سنت در شعری چنین سروده است:

یا اَهلَ بَیتِ رَسولِ اللهِ حُبُّکُم    فَـرْضٌ مِنَ اللهِ فِی القُرْآنِ اَنزَلَهُ

 کَفاکُمْ مِنْ عَظیمِ الـْقَدْرِ اَنَّکُم    مَنْ لَمْ یُصَلِّ عَلَیکُمْ لا صَلاۀَ لَهُ[80]

صلوات بر محمد و آل او (طبق احادیث) نوری می­شود که صراط قیامت شما را روشن می­کند و درودهای ما به پیامبر9می­رسد که آن حضرت پاسخ می­دهد. صلوات کفاره گناهان و سبب تزکیه ماست:«وَ جَعَلَ صَلَواتُنا عَلَیْکُمْتَزْکِیَۀً لَنا وَ کَفّارَۀً لِذُنوبِنا».

رسول خدا9فرموده است: صلوات شما بر من سبب استجابت دعا و رضایت پروردگار و پاکی و رشد اعمالتان می­شود.[81]

در روایاتی آمده که هر کس بر پیامبر صلوات بفرستد خدا و فرشتگان هم بر او صلوات می­فرستند و در روز قیامت از نزدیک­ترین افراد به پیامبر است.[82]

فصل یازدهم- سلام

پس از تشهد در پایان نماز، سه سلام است.

سلام نخست، به رسول خدا9؛ سلام دوم، به خود ما و بر بندگان شایسته خدا؛ سلام سوم بر همه فرشتگان، مؤمنان و ... . سلام، خواستاری سلامتی و خیر و برکت است، سلام یکی از نام­های پروردگار است[83]و به این معنی است که آن­چه از خداوند دریافت می­کنیم خیر و لطف و برکت است.[84]

 


 

 



[1]- در نگارش این مقاله، علاوه بر روایات کتب اربعه، از کتاب «تفسیر نماز» اثر محمدرضا اکبری و به ویژه کتاب «پرتوی از اسرار نماز» اثر پربار استاد قرائتی استفاده شده است.

[2]- از صبر و نماز (در مشکلات) کمک بگیرید. (بقره/ 45).

[3]- «انّا اعطیناک الکوثر * فصلّ لربّک وانحر»، (کوثر/ 2- 1).

[4]- «و اِنّها لکبیرۀٌ الا علی الخاشعین». (بقره/ 45).

[5]- والصّلوۀ تنزیهاً عن الکبر، (نهج البلاغه، حکمت 252و خطبه حضرت زهرا 3).

[6]- «مدْحرۀً للشّیطانِ»، (فهرست غرر الحکم، صلات.)

[7]- وسایل الشیعه، ج 3، ص 7.

[8]- «الصّلوۀ وجه دینکم»، (فروع کافی، ج 1، ص 270).

[9]- «الصّلاۀ میزانٌ»، (فروع کافی، ج 1، ص 267).

[10]- «الصّلاۀُ قربانُ کلّ تقیّ»، (فروع کافی، ج 1، ص 265).

[11]- فروع کافی، ج 1، ص 264.

[12]- «و اَوصانی بالصّلوۀ والزّکوۀ ما دُمتُ حَیّاً»، (مریم/ 31).

[13]- «نیکی­ها، بدی­ها را از بین می­برد»، (هود، آیه 114)

[14]- « ما پابند به نماز بودیم»، (مدّثّر/ 43).

[15]- «وای بر نمازگزاران، آنان که از نمازشان غافلند»، (ماعون/ 5).

[16]- نماز نشانه حکومت صالحان؛ ص 12؛ به نقل از نماز مناسب ترین پاسخ به اساسی ترین نیاز، ص 30.

[17]- محجه البیضاء، ج 1، ص 377.

[18]- نهج الفصاحه، جمله 132.

[19]- تفسیر صافی، ج 2، ص 370.

[20]- بحارالانوار، ج 84، ص 247.

[21]- وسایل الشیعه، ج 1، ص 68.

[22]- بحارالانوار، ج 84، ص 258.

[23]- مستدرک الوسایل، ج 1، ص 174.

[24]- سفینه البحار، ج 2، ص 44.

[25]- محجه البیضاء، ج 1، ص 354.

[26]- همان.

[27]- نهج الفصاحه، جمله 1672.

[28]- محجه البیضاء، ج 1، ص 382.

[29]- وافی، ج 2، ص 13.

[30]- وسایل الشیعه، ج 1، ص 257.

[31]- محجه البیضاء، ج 1، ص 281.

[32]- توضیح المسائل امام خمینی 1، مسأله 788.

[33]- همان، مسأله 789.

[34]- همان، مسایل 864 و 865.

[35]- همان، مسأله 886.

[36]- همان، مسأله 874.

[37]- وسایل الشیعه، ج 4، ص 727.

[38]- مجمع البیان، ج 10، ص 550.

[39]- تفسیر نمونه، ذیل آیه.

[40]- توحید صدوق، ص313.

[41]- وسایل الشیعه، ج 4، ص 714.

[42]- مجمع البیان، ج 1، ص 48.

[43]- حجر/ 87.

[44]- بحارالانوار، ج 92، ص 242.

[45]- همان.

[46]- همان، ص 244.

[47]- پرتوی از اسرار نماز، ص 154؛ تفسیر نمونه، ذیل آیه مربوطه.

[48]- بحارالانوار، ج 92، ص 245.

[49]- تفسیر نماز، ص 70.

[50]-همان، ص 81؛ از نور الثقلین، ج 1، ص 19.

[51]- پرتوی از اسرار نماز، ص 159.

[52]- تفسیر نماز، صص 92 و 93.

[53]- همان،

[54]- تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 22.

[55]- انعام/ 161.

[56]- تفسیر نمونه، ذیل آیه مربوطه.

[57]- تفسیر نورالثقین، ج 1، ص 21.

[58]- همان.

[59]- جوامع الجامع، ج 1، ص 9.

 [60]- مؤمنون/ 2-1.

[61]- بحارالانوار، ج 84، ص 228 (به نقل از میزان الحکمه).

[62]- بحارالانوار، ج 82، ص 108.

[63]- نهج البلاغه، خطبه 1.

[64]- وسایل الشیعه، ج 3، ص 591.

[65]- جن/ 18.

[66]- یوسف/ 100.

[67]- بحارالانوار، ج 82، ص 137.

[68]- کان یسجد بعد  ما یصلی  فلا یرفع راسه حتی یتعالی النهار؛ ( قصار الجمل، سحده).

[69]- مستدرک الوسایل، ج 1، ص 329.

[70]- قصارالجمل، سجده.

[71]- وسایل الشیعه، ج 4، ص 979.

[72]- کان اثر السجود فی جمیع مواضع سجوده فسمی السجاد لذلک؛ (وسایل الشیعه، ج 4، ص 977).

[73]- کان الصادق7لا یسجد الا علی تربه الحسین تذلّلاً له؛ (وسایل الشیعه، ج 3، ص 608).

[74]- بحارالانوار، ج 103، ص 135.

[75]- طور/ 43.

[76]- انبیاء/ 22.

[77]- یونس/ 68.

[78]- آل عمران/ 191.

[79]- انبیاء/ 87.

[80]- ای خاندان پیامبر محبت شما بر ما فرض است و خدا این را در قرآن نازل کرده است. در عظمت قدر شما همین بس که هر کس بر شما صلواتی نفرستد نمازش نماز نیست. (الغدیر، ج 2، ص 303، به نقل از: مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 323) 

[81]- بحارالانوار، ج 91، صص 64 و 65.

[82]-همان.

 [83]-حشر/ 22.

[84]- المیزان، ج 19، ص 256.


١١:٣٧ - پنج شنبه ٢٥ آذر ١٣٩٥    /    شماره : ٣٨٦٦٥٣    /    تعداد نمایش : ٤٧٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
Login
تعداد بازدید کنندگان تاکنون : 54241      اکنون : 1

معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه‌های علمیه - مدیریت همکاری‌های تبلیغی
اداره مدارس امین ... تلفن 
٠٢۵٣٧٢۵۵٨٩٠   داخلی ۴۶٩