اخبار > ادب، آداب دارد


  چاپ        ارسال به دوست

درسنامه اخلاق طرح تربیتی

ادب، آداب دارد

 عنوان درس: ادب، آداب دارد

موضوع درس: اخلاق

شاخص:حیاء

مقطع:ابتدایی

هدف كلي: بيان اهميت و آثار مودب بودن

روش‌هاي انتقال مفاهيم ديني: مسابقه‌ايي ، داستاني، حديثي، كارتي.

شعر شروع

به نام آنكه نامش بهترين است          خداي آسمان‌ها و زمين است

ايجاد انگيزه

سوال‌هاي زير را پاسخ دهيد و به ترتيب شمار‌ه‌هاي داخل جدول قرار دهيد تا رمز جدول مشخص شود.

1.مایه حیات است (17-8) آب

2.از اسامی خداوند به معنای یکتا  است(6- 1-7) احد

3.بار.... .به منزل نمی رسد(4- 11) کج

4.خوردنش مکروه است اگرچه راست باشد(2-20-14)قسم

5. مخالف شجاعت است(21- 13- 12) ترس

6.خم را گویند(9- 3) تا

7.راهنما آن را بلد است  (15-10- 5) راه  

8.نان بی نون .............. (18-19) نا

رمز جدول: ........................................................................ [1].

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متن و محتوا

امام على –عليه السلام-  «لا زينَةَ كَالاْدبِ؛ هيچ زينتي مانند ادب نيست.»[2]

آيا مي‌توانيد برخي از رفتارهاي افراد با ادب را نام ببريد[3]؟

1. سلام و احوالپرسي

براي آشنايي بيشتر با اين رفتارهاي مودبانه به كارت‌ها توجه كنيد.

يكي از رفتارهاي مودبانه، سلام كردن به ديگران است. سلام از نام هاى مقدّس خداوند است. خداوند در قرآن به پيامبر مى‌فرمايد: «وَ اِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنوُنَ بِاياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ [4]؛ هرگاه كسانى كه به آيه‌هاي ما ايمان دارند،  نزدت آيند (به آنان ) بگو: سلام بر شما.»

امام صادق –عليه السلام- درباره آداب سلام كردن فرمودند: «كوچك‌تر به بزرگتر سلام كند و عابر به كسي كه نشسته و گروه اندك به گروه بسيار سلام كند.»

 يُسَلِّمُ‏

الصَّغِيرُ                                            عَلَى الْكَبِيرِ

 وَ الْمَارُّ                                            عَلَى الْقَاعِدِ

 وَ الْقَلِيلُ                                     عَلَى الْكَثِير[5]ِ.

2. اجازه ورود


اجـازه گـرفـتـن بـراى ورود بـه مـنـزل يـا محل كار افراد ـ اگر چه صميمى ترين دوست انسان بـاشـنـد ـ نـشـانـه ادب است ؛ قرآن كريم ما را به اين ادب نيز سفارش كرده و مى‌فرمايد:

يـا اَيُّهـَا الَّذيـنَ امـَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتّى تَسْتَاءْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى اءَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونََ فَاِنْ لَمْ تَجِدُوا فيها اءَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِنْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ اءَزْكى لَكُمْ وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ[6]

 

3. خوداري از .................


اى كـسـانـى كه ايمان آورده ايد! در خانه هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بـر اهل آن خانه سلام كنيد؛ اين براى شما بهتر است ؛ شايد متذكر شويد. و اگر كسى را در آن نـيـافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد ((بازگرديد)) بازگرديد؛ اين براى شما پاكيزه تر است ؛ و خداوند به آنچه انجام مى دهيد، آگاه است.

شايد كسى گمان نمى‌برد كه آن دوستى بريده شود و آن دو رفيق كه هميشه همراه يكديگر بودند، روزى از هم جدا شوند. مردم يكى از آن‌ها را بيش از آن اندازه كه به نام اصلى خودش بشناسند به نام دوست و رفيقش ‍مى‌شناختند.  معمولاً وقتى كه مى‌خواستند از او ياد كنند، توجه به نام اصليش نداشتند و مى‌گفتند: ((رفيق ...)).

آرى او به نام ((رفيق امام صادق )) معروف شده بود، ولى در آن روز كه مثل هميشه با يكديگر بودند و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند، آيا كسى گمان مى‌كرد كه پيش از آنكه آنها از بازار بيرون بيايند، رشته دوستيشان براى هميشه بريده شود؟!

در آن روز او مانند هميشه همراه امام بود و با هم وارد بازار كفش دوزها شدند. غلام سياه پوستش هم در آن روز با او بود و از پشت سرش حركت مى‌كرد. در وسط بازار، ناگهان به پشت سر نگاه كرد، غلام را نديد. بعد از چند قدم ديگر، دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم غلام را نديد. سومين بار به پشت سر نگاه كرد، هنوز هم از غلام كه سرگرم تماشاى اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود خبرى نبود. براى مرتبه چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند، غلام را ديد، با خشم  دشنام زشتی به او داد.

تا اين جمله از دهانش خارج شد، امام صادق به علامت تعجب، دست خود را بلند كرد و محكم به پيشانى خويش زد و فرمود: ((سُبْحانَ اللّه ! دشنام مى‌دهى؟ من خيال مى‌كردم تو مردى باتقوا و پرهيزگار هستی. معلوم شد در تو، تقوايى وجود ندارد)) .

يابن رسول اللّه ! اين غلام اصلاً  مسلمان نيست.

امام صادق(ع) : اگر كافر باشد هم نباید به او دشنام دهی!

امام بعد از اين  به او فرمود: ((ديگر از من دور شو)).

بعد از آن، ديگر كسى نديد كه امام صادق با او راه برود تا مرگ بين آنها جدايى كامل انداخت[7]

ادب از كه آموزيم ؟[8]

  از بى ادبان :

1 ـ از عاقلي پرسيدند: ادب از كه آموختى؟ گفت: از بى ادبان.

آیا می‌دانید معناي اين سخن چیست؟

حضرت علي(ع ) فرمود: كَفاكَ مُؤَدِّباً لِنَفْسِكَ تَجَنُّبُ ما كَرِهْتَهُ مِنْ غَيْرِكَ[9]

براى تاءديب خويش، كافى است آنچه را كه از ديگران بد مى‌دانى، از آن دوري كنى.

2. از بـا ادبـان: الگوپذيرى از انسان‌هاى مؤدّب، به ويژه اگر آداب خويش را از خدا، پيامبر(ص )، ائمه و علما آموخته باشند، يكي از بهترين راه‌ها، براى يادگيري ادب است.

امام على (ع ) در اين باره مى فرمايد: اِنَّ رَسـُولَ اللّهِ اَدَّبـَهُ اللّهُ عـَزَّوَجـَلَّ وَ هـُوَ اَدَّبـَنـى وَ اَنـَا اُؤَدِّبُ الْمـُؤْمـِنـيـنَ وَ اُوَرِّثُ الاَْدَبـَ الْمُكَرَّمينَ[10]

همانا خداوند بزرگ به پيامبرش ادب آموخت و آن حضرت هم به من، و من نيز به مؤ منان ادب مى‌آموزم و ادب را براى بزرگواران به ارث مى‌گذارم .

ادب رضوی

يكي از ياران امام رضا مى‌گويد:

هـرگـز نـديـدم كـه حـضـرت رضـا(ع ) با سخنش به كسى« س ت م» كند يا سخن گوينده‌اى را ................ «ق ط ع» نـمـايـد. هـرگـز ................. «ح ض ر ت» پـاى خـود را نـزد كـسى دراز نكرد. به هيچ يك از خادمان خود .....................«ن اس ز ا» نگفت، و آب دهان نيفكند[11]،

من می‌توانم

درباره حدیث‌های زیر يك نقاشی زیبا بکشم

 حضرت على (ع ) مى فرمايد: ((اَلاَْدَبُ فِى الاِْنْسانِ كَشَجَرَةٍ اَصْلُهَا الْعَقْلُ))[12]

ادب آدمى چون درختى است كه ريشه‌اش عقل است.

حضرت على (ع ) مى فرمايد:  ثَمَرَةُ الاَْدَبِ حُسْنُ الْخُلْقِ[13]

خوش خلقى، ميوه ادب است.

زمزمه آسماني

از خدا جوييم توفيق ادب

بى‌ادب محروم ماند از لطف رب

 



[1]: حقا كه ادب تاج سر مردان است.

[2]: غررالحكم ، ص768.

[3]: مربي از متربيان بعد از سواال نظرخواهي كند.

[4]: انعام، 54 .

[5]: الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص646

 

[6]-سوره نور آیه27

[7]- داستان راستان جلد اوّل   ص 67با کمی تغییر اثر : استاد شهيد مرتضى مطهرى

[8]مربی درکارتهایی کلمات باادبان وبی ادبان را بنويسد

[9]- شرح غررالحكم ، ج 4 ، ص 585 .

[10]- بحارالانوار ج 7 ، ص 267 .

[11]: عيون اخبار الرضا ترجمه غفاري، ج2،ص 432.

[12]- شرح غررالحكم ، ج 2 ، ص 109 .

[13]شرح غررالحكم ، ج 3 ، ص 325 .


١١:١١ - سه شنبه ٢٢ تير ١٣٩٥    /    شماره : ٣٨٠٦٧٤    /    تعداد نمایش : ١٢٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





Login
تعداد بازدید کنندگان تاکنون : 78837      اکنون : 1

معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه‌های علمیه - مدیریت همکاری‌های تبلیغی
اداره مدارس امین ... تلفن 
٠٢۵٣٧٢۵۵٨٩٠   داخلی ۴۶٩